ماهی تُنگ بلور
دوباره یک کار بی اجازه، یک اجرای مجدد بی اجازه !
حمید حامی، خواننده مثلن متفاوت و بدور از ترانه های آبکی، که زنده یاد بابک بیات او را به موسیقی ایران معرفی کرد، در آلبوم جدیدش ترانه ی حداقل چهار دهه ی پیش اردلان سرفراز را به نام " ماهی تنگ بلور " مجددا اجرا کرده است . قصه ی این اجرای بی اجازه که هنوز منتشر نشده تقریبا کمی متفاوت تر از بقیه است چراکه از روزی که خبر اجرای این ترانه مطرح شد، کار افشین سرفراز برادر و وکیل رسمی کارهای اردلان سرفراز در ایران آغاز شد .
افشین سرفراز از همان روز اول با حضور در استودیو به حامی و تهیه کننده اش هشدار داد و از آنها خواست تا این ترانه را از آلبوم خود حذف کنند . اما حامی به ایشان پاسخ دادند که ما فقط می خواهیم کاری شبیه به این کار را انجام دهیم وگرنه از ترانه استفاده نمی کنیم ! گذشت، تا خبر ضبط نهایی این کار از طریق دوستان به افشین نازنین رسید . از سه سال پیش تا به حال هر وقت که قرار است آلبوم حامی وارد بازار شود با حضور به موقع افشین سرفراز مجوز آلبوم باطل شده است اما باز هم حامی دست بردار نیست و می خواهد این ترانه را منتشر کند . و حالا آخرین خبر در مورد این آلبوم که قرار بود 15 اردیبهشت از سوی آوای باربد منتشر شود، " برای هفتمین بار متوالی مجوز این آلبوم لغو شد " .
تا آقای حامی بداند کار بدون اجازه انجام دادن چندان هم بی دردسر نیست ! حامی برای اینکه بتواند این کار را منتشر کند گفته های مختلفی را هربار به افشین نازنین گفته بودند از جمله : "خود آقای اردلان سرفراز در جریان کار هستند و من را می شناسند" که از همان جا با اردلان نازنین تماس می گیرند و با جوابی غیر از آنچه حامی گفته بود مواجه می شوند، اردلان نازنین در جواب گفتند : " که حامی را نمی شناسد و هر گونه همکاری با خوانندگان داخل ایران را هم تکذیب می کنند " . بار دیگر حامی گفته است : این ترانه مال 30 سال پیش است، پس جزوی از میراث فرهنگی است و اجرای بدون اجازه ی آن مشکلی ندارد !!! آقای حامی ! اگر هنرمندی فوت کند و 30 سال از تاریخ فوت آن هنرمند بگذرد آثارش تبدیل به میراث فرهنگی می شود ! که البته این در همه ی موارد صدق نمی کند همانطور که خانواده هدایت هنوز و همچنان سهام دار اصلی آثار جاودانه ای ادبیات ایران صادق هدایت هستند .
اما نکته جالب این که در همین چند روز گذشته حامی یادش می افتد که باید به سراغ شاعر برود، و از او یه جوری اجازه بگیرد! و برای شاعر پیام می گذارد که حاضر است تمام خسارت را پرداخت کند !
(متاسفم که حامی هیچ شناختی از اردلان سرفراز ندارد !) اردلان سرفراز که بسیار دلگیر و نارحت است از دست حامی و امثالش به او جواب می دهد که به سراغ وکیلش ( افشین سرفراز ) برود . اما حامی هیچ وقت نفهمید دلگیری شاعر به خاطر پرداخت پول نیست ! بلکه احترام حرفه ای و کسب اجازه از شاعر مهمترین اصل است برای او .
به یاد دارم که یکبار که بحث گفتگویمان بر سر همین اجرا های بی اجازه بود اردلان سرفراز نازنین گفتند : چند سال پیش دختر خانم جوانی از کانادا با ایشان تماس گرفتند برای اجرای یکی از ترانه های قدیمی از ایشان کسب اجازه کنند . و ایشان هم بدون هیچ چشم داشتی این اجازه را به آن خانم جوان و گروهش دادند تا آن ترانه ( که نامش را به خاطر ندارم ) را اجرا کنند . بعد از آنکه آن ترانه اجرا شد، آن خانم جوان و گروهش CD آلبوم خود را برای اردلان سرفراز نازنین فرستادند تا با این کارهم قدردانی کرده باشند و هم اینکه به شاعر یادآوری کنند که آنها راه و رسم احترام حرفه ای را آموختند . و در انتها اردلان نازنین به من گفتند : می دانید چرا این جوانان اینگونه رفتار کردند ؟ چون آنها در سرزمینی بزرگ شده اند که قانون دارد و می دانند برای انجام کار حرفه ای باید حرفه ای عمل کرد . ( نقل به مضمون )
آقای حامی ! لطف کنید به جای درآوردن قانون های بی ریشه ، کمی آداب و اصول حرفه ای کارتان را بیاموزید، شما که نزد استاد بابک بیات موسیقی را فرا گرفته اید دیگر چرا ؟
در این چند سال گذشته چندین خواننده دیگر همچون گلپایگانی هم بودند که با اجرای مجدد ترانه های اردلان سرفراز قصد منتشر کردنش را داشتند که هر بار با حضور به موقع افشین سرفراز " وکیل رسمی و قانونی اردلان سرفراز در ایران " آن کارها از آلبوم حذف شده است . کاش اردلان سرفراز وکیل جدی و متعهدی چون افشین سرفراز در آن سوی آبها داشتند تا کارهایشان بیش از این مورد تاخت و تاز هنرمندان مثلن متعهد!!! نگردد .
این هم متن ترانه ی ماهی تنگ بلور برای یادآوری خطرات گذشته :

ترانه : اردلان سرفراز
آهنگ : پرویز مقصدی
صدا : لیلا فروهر
ماهی تُنگ بلور
همزبون خوب من یه ماهی قشنگ بود
ولی امروز می دونم دلش همیشه تنگ بود
ماهی تنگ بلور، سنگ صبور من بود
زندون تًنگ ماهی، تُنگ بلورمن بود
چشماش یه حرفی می زد
انگار یه چیزی کم داشت
اون پولکهای روشن
رنگ غبارِ غم داشت
با سر به شیشه می زد
دور خودش می چرخید
گم می شد اشکاش تو آب
چشمای من نمی دید
وای که نمی دونستم
تاب قفس نداره
یه روز رفتم سراغش
دیدم نفس نداره
براش گریه می کردم
ولی چشماش نمی دید
انگار اون لحظه ها
خواب دریا رُو می دید
انگار می گفت که ماهی
توی دریا قشنگه
ماهی تُنگ بلور
یه ماهی دلتنگه
تهران - 1354
{ پیوست } در تاریخ ۳۰ / ۲ / ۸۶
این امر اردلان سرفراز را هم به سخن واداشت. او که همیشه از هیاهوی بازار ترانه و حاشیه های آن دوری می کند، در یادداشتی که در روزنامه بانی فیلم مورخ 22/2/1386 به چاپ رسید اعتراض خود را به «افعالی که باعث شرمساری هنرمند می شود» اعلام کرد و خواهان حذف این ترانه از این آلبوم شد. متن کامل این نامه به شرح زیر است.
چندي پيش خبري مبني بر همكاري اينجانب با جوان خواننده اي به نام حامي درج شده بود كه كذب محض است؛ زيرا من ايشان را نه ديده ام و نه ميشناسم. تا همين ديروز كه پس از پايان كاست تلفن زدند كه خسارت چقدر مي شود؟! انگار كه من به جاي 35 سال كار در قلمرو ادبيات، بنگاه معاملات مسكن داشته ام !
ماجرا به استفاده غيرقانوني از يكي از ترانه هايم به نام «ماهي تنگ بلور» مندرج در كتاب «سال صفر» نشر ورجاوند باز ميگردد كه چهار سال پيش مورد اعتراض وكيل من(برادرم افشين سرفراز) قرار ميگيرد و از آن تاريخ تا امروز شاهد افعالي بوده ايم كه موجب شرمساري هنر و هنرمند است.
روزي ادعا كردند كه از من مجوز شفاهي گرفته اند، مكتوب هم در راه است. بار بعد ادعا كردند چون 30 سال از عمر شعر ميگذرد، ديگر شاعر بايد شاهد مصادره كارهايش باشد. در حاليكه اين قانون مربوط به كساني است كه 30 سال از درگذشت آنها گذشته است و من حي و حاضرم و دارم نفس ميكشم!!
مدتي ادعا كردند، شعر عوض خواهد شد، آهنگساز اشتباه كرده است. بار بعد ادعا كردند وكالتنامه برادرم جعلي است!! و امروز پروندهاي قطور از شكايتهاي بنده در مركز موسيقي روي مدارك اين نوار سنگيني مي كند. به راستي دريغ است هنرمندي كه در ايران تعهد دارد و ناشري كه ميگويد من بازاري نيستم، براي پايمال كردن حقوق حقه هنرمندان اين همه ماجرا بيافرينند و آنها هيچگاه درنيافتند كه درستي و صداقت چقدر مغتنم است.
اميدوارم با حذف ترانه من اين ماجرا ختم به خير شود، وگرنه چگونه ميتوان با چنين افرادي كار كرد؟!
متن کامل٬ گفتگو با افشین سرفراز و مسئولان شرکت آوای باربد در باره ترانه ماهی تنگ بلور در دو هفته نامه فرهنگی هنری اجتماعی فریاد .
:: سعید ::

وبلاگ رسمی اردلان سرفراز